.: ثمره ی عشق ما امیررضا تا این لحظه ، 4 ماه و 10 روز و 5 ساعت و 10 دقیقه و 48 ثانیه سن دارد :.

سلام نازدردونه.
امروز صبح ساعت 8 بیدار شدم و طبق معمول خیلی آهسته از کنارت بلند شدم و رفتم.خواستم خونه رو جارو کنم اومدم و تو اتاق یه سرک کشیدم،دیدم شما بیدار شدی....منم دیدم آرومی خودمو بهت نشون ندادم ،و شروع کردم به جارو زدن.
مابین جارو دوباره اومدم و تو رو دیدم اینطوری..........
خیلی ترسیدم خدا بهت رحم کرد:


من شما رو وسط تخت میذارم،اینقد که تکون میخوری.
وقتی تو دلم بودی این لباس نازو عزیز جوون برات خرید همراه با یه شلوارک از جنس جیبش.خیلی دوس داشتم بدنیا بیای و تنت کنم.و حالا......عزیزم خیلی ماه شدی،هر لباسی میپوشی بهت میاد.همه ی رنگها بهت میاد فرشته کوچولوی من.فقط نمیدونم چرا وقتی اینو تنت میکنم میخوریش،تو عکس معلومه...کمی برات بزرگه جمعش میکنم و میذارم برای بعدا.
لباشو نیگا...یه بوس خومزه روی لبات.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



.: ثمره ی عشق ما امیررضا تا این لحظه ، 4 ماه و 10 روز و 5 ساعت و 10 دقیقه و 48 ثانیه سن دارد :.
